مجید تفرشی:ایران در مسئله بحرین چاره دیگری نداشت
ایرانشهر- همایش «تاریخچهی بحرین و جزایر ایرانی خلیج فارس از دریچهی اسناد» به شادباش چهلمین سالگرد بازگشت جزیرههای سهگانهی ابوموسا، تنب بزرگ و تنب کوچک (نهم آذرماه ۱۳۵۰/ سیام نوامبر ۱۹۷۱) به دامان ایران، از سوی انجمن فرهنگی ایرانزمین (افراز)، انجمن دوستداران میراث فرهنگی افراز، مؤسسهی فرهنگی- هنری خورشید راگا و دیدهبان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران و انجمن علوم سیاسی ایران، عصر روز سهشنبه هشتم آذرماه در فرهنگسرای ابنسینا برگزار شد.

“دستبرداشتن ایران از ادعای خود بر بحرین“ فرایندهای قانونی را طی نکرد
دکتر هوشنگ طالع، استاد سابق علوم سیاسی و پژوهشگر تاریخ ایران، نخستین سخنران همایش بود. وی به عنوان فردی که به هنگام مطرحشدن طرح “دستبرداشتن ایران از ادعای خود بر بحرین” در سال ۱۳۴۹ در مجلس شورای ملی حضور داشته است، تاریخچهای از پیوستگی بحرین به ایران را ذکر کرد که بر اساس آن، بحرین در دوران باستان و سپس در زمان شاه عباس بزرگ بخشی از ایران بود و در سده ۱۹ از حاکمیت مرکزی ایران جداسر شد و آنگاه از سوی قوای بریتانیا به اشغال درآمد. بر اساس گفتههای دکتر طالع، ایران هرگز ادعای خود بر بحرین را فراموش نکرده بود و آن را جزو استان فارس میشناخت و در سال ۱۳۳۶ در نشست هیئت وزیران با حضور پادشاه، بحرین به عنوان استان چهاردهم ایران (به شکل نمادین) در نظر گرفته شد و حتی در مجلس شورای ملی، دو کرسی به عنوان جایگاه نمایندگان بحرین، خالی گذاشته میشد.
او همچنین به چاپ کتابی بسیار سودمند با منابع دست اول فارسی، انگلیسی و عربی درباره بحرین در سال ۱۳۴۸ از سوی وزارت امورخارجه خبر داد و از علاقهمندان دعوت کرد که این کتاب را – که البته سالهاست تجدید چاپ نشدهاست – مطالعه کنند.

دکتر طالع همچنین به سخنرانی پادشاه ایران در دهلی نو در ۱۳۴۸ اشاره کرد که در آنجا، او در مواضعی که نسبت به پیش از آن، عقبنشینی محسوب میشد، پس از اشاره به حق مالکیت تاریخی ایران بر بحرین و محکومیت اشغال آن از سوی بریتانیا، گفت که ایران نمیتواند تحمل کند که بخشی از سرزمین ما را که بریتانیا اشغال کرده است اکنون به دیگران واگذار کند. با اینحال ما خواهان بازپسگیری آن با بهرهگیری از زور و به شکل قهرآمیز نیستیم، چراکه این کار باعث میشود تا بازگشت بحرین به ایران حالت اشغال به خود بگیرد و بهتر است حق انتخاب را به مردم بحرین واگذار کنیم. دکتر طالع سپس به شکل مضحک همهپرسی در بحرین اشاره کرد که بر اساس آن نمایندهی سازمان ملل، به جای مراجعه به مردم که به گفته دکتر طالع اکثریت آنان ایرانیتبار و حتی فارسیزبان بودند، به سراغ شماری از نهادهای وابسته به شیخ حاکم رفتند و نظر آنها را به عنوان همهپرسی به شورای امنیت منعکس کردند که در نتیجه شورای امنیت حکم به استقلال بحرین و پیوستن آن به سازمان ملل داد.
به گفته این پژوهشگر و نویسنده کتاب ششجلدی تاریخ تجزیهی ایران، گیچاردی، کمیسر سازمان ملل با اینکه او “مامور بود و معذور” ولی انسان منصفی بود و در همان گزارش ذکر کرده است که دستیابی به شمار راستین ایرانیتباران و فارسیزبانان بحرین دشوار است و آنان ۱۵ تا ۶۵ درصد جمعیت بحرین را تشکیل میدهند که به گفته دکتر طالع این به دلیل جو سنگین و خفقان ایجادشده از سوی شیخ بحرین بوده است. دکتر طالع به قرائت گزارش این رویداد در مجلس شورای ملی پرداخت که اعلام کرد که این گزارش تنها با مخالفت چهار نفر از نمایندگان همراه بود. به نظر دکتر طالع، طرح این گزارش در مجلس بر اساس قانون اساسی و آییننامهی داخلی مجلس غیرقانونی بود. ضمن اینکه حتی بر فرض هم که تصویب مجلس را به عنوان قانون در نظر بگیریم، بنا بر قانون اساسی آن زمان، همه قوانین باید به امضای پادشاه میرسید که در آن زمان پادشاه ایران از امضای این طرح خودداری کرد. نتیجتا به باور دکتر طالع در سال ۱۳۴۹ اتفاقی نیفتاده و مسئله بحرین همچون پیش از آن سال، مسئلهای حلنشده برای ما ایرانیان است.
دکتر طالع در پایان به قیام مردم بحرین و همچنین بخش شیعهنشین عربستان یعنی احسا، قطیف و نجران اشاره کرد و با تاکید بر اینکه بحرین تنها آن جزیره کوچک نیست و بخش ساحلی عربستان در خلیج فارس را هم شامل میشود، ابراز امیدواری کرد که مردم مظلوم این دو سرزمین از شر حاکمان غاصب و بیگانه رها شوند و به آزادی دست یابند و به یکدیگر بپیوندند و آنگاه به دامان میهن حقیقی خود بازگردند.
دعوای حقوقی ایرانیان با وزارت امور خارجه بریتانیا بر سر اسناد
دکتر مجید تفرشی، ساکن بریتانیا، سخنران بعدی همایش بود. او نخست به تلاشهای خود و دیگران برای آزادسازی شماری از اسناد مربوط به وزارت امور خارجهی بریتانیا دربارهی جزایر خلیج فارس پرداخت. به گفتهی او طبق قانون، چه در بریتانیا و چه آمریکا هر سند دولتی پس از گذشت ۳۰ سال باید آزاد شود. بر این اساس اسناد جزایر سهگانه خلیج فارس در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) که مربوط به سالی است که جزایر به ایران بازگشت، باید در سال ۲۰۰۱ (۱۳۸۰) آزاد میشد. ولی دولت وقت (تونی بلر) به بهانهی اینکه این اسناد هنوز به تاریخ نپیوسته و به اصطلاح مسئلهای ناتمام (Unfinished Bussiness) است، آزادسازی این اسناد را منجر به سنگینی کفه ترازو به سوی یکی از طرفین دعوا (منظور ایران است) دانست و این کار را برای مدت ۱۰ سال به تعویق انداخت، چراکه به گفته دکتر تفرشی، بریتانیاییها از همان آغاز کار در این دعوا هوادار امارات بودهاند و هستند. بدین ترتیب او تلاش بر سر به چالشکشیدن وزارت امور خارجه را آغاز میکند که نتیجهاش پیروزی ایرانیان و آزادسازی اسناد بود.

دکتر تفرشی سپس به محتوای برخی از این اسناد اشاره کرد و گفت: طی تاریخ، این جزایر یا مستقیماً جزو ایران بودهاند یا حاکم محلی آنها تحتالحمایهی ایران بود و یا به حالت اغتشاش و زیر اشغال دزدان دریایی بودهاند. دکتر تفرشی گفت که به جز موارد بالا این جزایر تنها در یک دورهی ۶۸ ساله (۱۹۰۳ تا ۱۹۷۱) در اشغال بریتانیاییها بودند و از این رو هیچگاه در تاریخ چیزی به نام حاکمیت عربها بر جزایر سهگانه نداشتهایم.
دکتر تفرشی گفت که هر چند به نظر میرسد ایران در موضوع بحرین مسامحه کرده باشد، اما در موضوع جزایر محکم بر خواستهای خود ایستاد و از گفتوگو با نمایندگان شیخنشینها خودداری کرد و اعلام کرد که ما تنها بریتانیا را به رسمیت میشناسیم. از همین رو نماینده رسمی شیخنشینهای راسالخیمه و شارجه (که مدعی سه جزیره بودند) که جوانی نیمهایرانی با مادری از خاندان قاجار داشت را در ایران مورد استقبال قرار نداد و بالاترین مقامی که او را به حضور پذیرفت معاون وزیر بود. به گفته دکتر تفرشی، این فرد بسیار ثروتمند بودهاست و پسر او هم اکنون در راس شرکت “کرسنت” در پی بستن قراردادی در زمینه گاز ایران با دولت است.
دکتر تفرشی همچنین به مشکلات مالی و فقر شدید شیخنشینهای عربی اشاره کرد و حتی از پیشنهاد فروش جزایر از سوی اعراب به ایران (با موافقت آمریکا) خبر داد که با مخالفت پادشاه ایران روبرو شد، چراکه به باور او، خریدن سرزمینی که میدانیم متعلق به ماست، صورت خوشی نداشت. این پژوهشگر پرکار حتی به مبالغی که از سوی ایران به عنوان کمک به شیخهای فقیر عربی داده شده بود اشاره کرد و یادآور شد که گاه این شیخها بر سر گرفتن کمک مالی از ایران به یکدیگر حسادت میورزیدند.
به گفته این سخنران همایش، نهایتا با کنار گذاشتن اردشیر زاهدی – وزیر امورخارجه – که بریتانیاییها به دلیل سرسختی و تعصبش، توافق با او را ناشدنی میدانستند و همچنین برکناری نماینده بریتانیا، دو تیم جدید بر سر جزایر به توافق رسیدند که بنا بر آن، دو جزیره تنب کوچک و بزرگ به طور کامل به ایران واگذار شد و ابوموسی نیز در بخش عربنشین، با همکاری نیروهایی از ایران و شارجه اداره میشد ولی بخشهای اداری و شهربانی و نظامی جزیره بهکل در کنترل ایران ماند.
به گفته او، اعراب به پذیرش بازگشت جزایر به ایران راضی شده بودند منتها به دنبال راهی بودند تا شکلی آبرومندانه داشته باشد و بهانهای به دست دشمنان آنان از پانعربهای هوادار جمال عبدالناصر گرفته تا مارکسیستها ندهد که نهایتا هم چنین شد و شیخ شارجه مدتی پس از این توافق ترور و کشته شد. همچنین کشورهای عربی یکپارچه ایران را محکوم کردند و جزایر را اشغالشده دانستند که این دعوا تا امروز باقی مانده است. ولی خوشبختانه هیچکدام از دولتهای ایران در هیچ برههای، دست از مالکیت به حق خود بر این جزایر بر نداشتهاند.
عربها، بیرون از حوزه تمدنی و سپهر فرهنگی ایران نیستند
دکتر شروین وکیلی، جامعهشناس، استورهشناس و تاریخدان، واپسین سخنران همایش بود که بحثش دربارهی «تبار ایرانی مردمان جنوب خلیج فارس» بود. او در ابتدا، نمایی از جغرافیای تاریخی شبهجزیرهی عربستان را به دست داد. سپس به تاریخ جمعیت مردم بومی عربستان پرداخت که بنا بر آن عربستان وارون امروز، در هزاره پنجم تا سوم پ.م سرزمینی معتدل و آباد بود و به همین دلیل مردمان را به بیرون از شبهجزیره صادر میکرد. به گفته او نام عربستان (عربیا) نخستین بار در دوران داریوش بزرگ و در کتیبهی بیستون نوشته شدهاست و نام این استان از ایران همیشه در سنگنوشتههای هخامنشی بوده است. او افزود: چهار موج اصلی کوچ عربها از شبهجزیره به سمت میانرودان و ایران عبارت است از اکدیها، آموریها، آرامی-کلدانیها و مسلمانان و همواره این باعث یک آمیختگی میشدهاست و در نهایت آنان در تمدن ایرانی حل میشدند.
دکتر وکیلی ضمن اشاره به ماجرای وهرز و یمن در دوران ساسانی، گفت: قطعا پیوندهای محکمی میان ایران و یمن بوده است که یک سپاه هزار نفره تبعیدی از ایران، توانستند قوای اشغالگر حبشه از یمن را بیرون برانند و سپاه ۵۰ هزار نفره شورشی یمن را تحت کنترل بگیرند. ضمن اینکه پس از اسلام نیز همواره بیننده جنبشهای مقاومت ایرانی ضد خلیفه در جنوب خلیج فارس هستیم.
دکتر وکیلی نتیجهگیری کرد: نظام تمدنی عربستان، هم به لحاظ سیاسی، هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ فرهنگی، زیرسیستمی از کل فرهنگ ایرانی است و نباید به عربها به عنوان یک «دیگری» نگریست و در واقع در دوران باستان، خلیج فارس، یک دریای درونی ایران بوده است نه آنکه مرز حوزه تمدنی ایران با خارج باشد.
ایران در مسئله بحرین چاره دیگری نداشت
پس از خوانش شعری دربارهی بحرین توسط بانو هما ارژنگی، میزگرد همایش با حضور دکتر تفرشی و دکتر وکیلی شکل گرفت و این دو به پرسشهای حاضران پاسخ دادند.
دکتر تفرشی که هدف بیشتر پرسشهای حاضران بود، در پاسخ به این پرسش که “آیا از نظر حقوقی، آن گونه که برخی جریانهای ایرانی چون پانایرانیستها میگویند، بحرین در سال ۱۳۴۹ بخشی از ایران بود که در این سال از ایران جدا شد یا خیر؟” گفت: خیر، بحرین دست کم ۱۵۰ سال پیش از این تاریخ در اشغال بریتانیا بود و اتفاقی که در این سال افتاد آن بود که ایران از ادعای خود بر بحرین دست برداشت و بحرین مستقل شد.
پرسش دیگر این بود که “با توجه به موضع محکم دولت ایران در دو مسئله ارضی پیش و پس از مسئله بحرین، یعنی مسئله آذربایجان پیش از بحرین و مسئله جزایر سهگانه پس از بحرین، بهراستی چرا در این مورد به اندازه کافی شدت و پافشاری نشان نداد؟” دکتر تفرشی چنین پاسخ داد که مسئله بحرین از نظر وضعیت بینالمللی، هیچ همسانی به مسئله آذربایجان یا جزایر سهگانه نداشت. در هر دو مسئله آذربایجان و جزایر سهگانه، جهان غرب و نهادهای حقوق بینالملل چون سازمان ملل هوادار ایران بودند. در مسئله آذربایجان همه ضدشوروی بودند و در مسئله جزایر سهگانه هم دولتهای بزرگ جهان یا پشتیبان ایران بودند و یا موضع مشخصی نداشتند، ولی درباره بحرین تقریبا یک اتفاق نظری بر ضد ایران ایجاد شده بود. به گونهای که درست همچون هنگامی که فلسطین امسال به عضویت یونسکو درآمد و همه کف میزدند و هورا میکشیدند، هنگام طرح عضویت بحرین در سازمان ملل هم چنین شد! هیچ کس هوادار ایران نبود و ایران واقعا تنها بود، تا آنجا که در نشستهای مجامع جهانی هنگامی که نمایندهی ایران حضور مییافت آنها جلسه را ترک میکردند! از این نظر من اگر بخواهم موضع شخصی خودم را ابراز کنم که با مواضع برخی دوستان متفاوت است، باید بگویم که به نظر من ایران چاره دیگری نداشت و همچنانکه در سیاست ضربالمثلی هست که میگوید “سیاست هنر دستیابی به ممکنهاست” (Politics is the Art of Possibilities) باید گفت که همیشه آنچه که آرمان و آرزوی قلبی ماست و درست هم هست، در سیاست به وقوع نمیپیوندد.
دکتر تفرشی در پاسخ به پرسش دیگری که چرا ایران در مسئله بحرین از کارت آمریکا و اینکه ایران ژاندارم منطقه بود استفاده نکرد، گفت که نخست اینکه آنچه شما میفرمایید مربوط به ۱۳۵۳ به بعد و جریانات بعد از اوپک و گرانشدن نفت است، درحالی که ما درباره ۱۳۴۹ (بحرین) و ۱۳۵۰ (جزایر سهگانه) بحث میکنیم. اینها دو تاریخ جدا از هم هستند. ایران در سال ۱۳۴۹ قدرت منطقهای نبود و پشتیبانی قدرتهای جهانی را هم نداشت. ضمن اینکه اصلا آمریکا هم با استقلال بحرین موافق بود و همچنانکه گفتم در آن برهه ایران کاملاً منزوی بود.
دکتر تفرشی در پایان درباره موضع کنونی ایران گفت: من چندان گمان نمیکنم که در این برهه بتوان مسئله بازگشت بحرین به ایران را مطرح کرد. به نظر من بهتر است تا از حقوق انسانی اکثریت مردمان بحرین که یک اقلیت ستمگر بر آنان حاکماند دفاع کنیم و روزی را آرزو کنیم که این اکثریت به حقوق خود برسند.
منبع سایت ایرانشهر



One Response »